مادر رنج و پدر خوانده ی آوارگیم/ خسته از آنچه که آمد به سر زندگیم/ حیرت انگیز ترین فاجعه ی این برهوت/ یک پشیمانی بی فایده در حین سقوط/ شرح دلگیر ترین منظره برگ و باد/ سفره خالی و مشق شب بابا نان داد/ من یگانه هیچم و از هیچ پرم/ چون سکوت آمده ام تا به کسیم بر نخورم/ شعر تلخی شده ام دیوانی از دلواپسی/ از مصیبت نامه ها فالی نمیگیرد کسی/ رو به این منظره بی سر و ته حیرانم/ کفر نباشد گویی از چشم پنهانم/ ای خوشانم که در بی خبری سر کردم/ کاش میشد به همان بی خبری برگردم/ من یکان عدد هیچم و از هیچ پرم/ چون سکوت آمده ام تا به کسیم برنخورد/ شعر تلخی شده ام دیوانی از دلواپسی/ از مصیبت نامه ها فالی نمیگیرد کسی
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.